schizophrenic” in Urdu

شیزوفرینک

Definition

شخصی که به شیزوفرنی مبتلاست، بیماری روانی شدیدی که افکار، احساسات و رفتار را تحت تأثیر قرار می‌دهد. گاهی نیز برای توصیف چیزهای بسیار متناقض به کار می‌رود.

Usage Notes (Urdu)

واژه 'schizophrenic' بیشتر در متون پزشکی به کار می‌رود؛ استفاده از آن برای توصیف افراد یا رفتارها در موقعیت عادی ممکن است بی‌احترامی محسوب شود.

Examples

He was diagnosed as schizophrenic by the doctor.

پزشک او را به عنوان فرد **شیزوفرینک** تشخیص داد.

A schizophrenic person may have trouble telling what is real and what is not.

فرد **شیزوفرینک** ممکن است برای تشخیص واقعیت و غیرواقعیت دچار مشکل شود.

The hospital has a special ward for schizophrenic patients.

بیمارستان بخشی ویژه برای بیماران **شیزوفرینک** دارد.

His behavior seemed almost schizophrenic, changing from friendly to angry in seconds.

رفتارش تقریباً **شیزوفرینک** به نظر می‌رسید؛ در چند ثانیه از دوستانه به عصبانی تغییر می‌کرد.

Calling someone schizophrenic because they change their mind is insensitive.

فقط به خاطر تغییر نظر کسی را **شیزوفرینک** خطاب کردن بی‌احساس است.

That policy is almost schizophrenic—it contradicts itself at every step.

آن سیاست تقریباً **شیزوفرینک** است—در هر قدم با خودش تناقض دارد.