"simian" in Urdu
Definition
به حیوانات خانواده میمون یا هر چیزی که شبیه آنها باشد گفته میشود؛ معمولاً برای ویژگیهای بوزینهوار استفاده میشود.
Usage Notes (Urdu)
بیشتر در موقعیتهای علمی یا رسمی برای حیوانات استفاده میشود. گاهی شاید به صورت طنزآمیز یا تمثیلی برای انسان نیز کاربرد داشته باشد.
Examples
The zoo has a large simian enclosure.
در باغوحش یک محوطه بزرگ **بندر نما** وجود دارد.
A gorilla is a simian animal.
گوریلا یک حیوان **بندر نما** است.
Some simian species are very intelligent.
برخی گونههای **بندر نما** بسیار باهوش هستند.
Her facial expressions had a simian charm.
حالتهای چهرهاش جذابیتی **بندر نما** داشت.
Paleontologists study simian fossils to understand evolution.
دیرینهشناسان برای فهم تکامل، فسیلهای **بندر نما** را بررسی میکنند.
His movements were almost simian as he climbed the tree.
وقتی از درخت بالا میرفت، حرکاتش تقریباً **بندر نما** بود.