"raiment" in Urdu
Definition
این واژه بیشتر در ادبیات یا متون قدیمی برای لباس یا پوشاک باشکوه و رسمی به کار میرود.
Usage Notes (Urdu)
این واژه در زبان روزمره رایج نیست؛ بیشتر برای متون قدیمی، مذهبی یا شعرها مناسب است. معادل روزمره آن «لباس» است.
Examples
The king wore fine raiment at the ceremony.
پادشاه در مراسم، **پوشاک** باشکوهی بر تن داشت.
She changed her raiment before dinner.
او قبل از شام **پوشاک** خود را عوض کرد.
White raiment is a symbol of purity in many cultures.
در بسیاری از فرهنگها **پوشاک** سفید نماد پاکی است.
It was obvious from his torn raiment that he had traveled far.
از **پوشاک** پارهاش معلوم بود که راه زیادی پیموده است.
In ancient texts, 'royal raiment' often describes luxurious clothing.
در متون کهن، 'پوشاک سلطنتی' اغلب به لباسهای مجلل اشاره دارد.
The poet wrote of spring’s green raiment covering the fields.
شاعر از **پوشاک** سبز بهاری که دشتها را پوشانده بود، نوشت.